1- ضرورت داشتن ديدگاه : هر جامعه و سازماني بايد تصميم بگيرد كه به چه چيزي نياز دارد و مي خواهد به چه چيزي دست يابد .
اهداف فراواني را ميتوان درنظر گرفت ، اما سازمان و يا جامعه بايد بداند كه دقيقا چه كاري را بايد انجام دهد.
دراينجا ما مطلبي را كه از كتاب آليس در سرزمين عجايب مي باشد را براي شما نقل مي كنيم :
" اگر ندانيم كه به كجا مي خواهيم برويم ، راههاي بسياري پيش رويمان خواهد بود كه از هركدام ميتوان عبوركرد".
بدون داشتن يك ديدگاه و تصور از اينكه سازمان يا جامعه به كجا مي خواهد برود ، ممكن است سازمان درهمانجا و درهمان موقعيت باقي بماند و تغييري نكند.
2- ضرورت تصميم گيري جهت برنامه ريزِي:
همينكه اهداف و مقصد مشخص شدند ، لازم است كه جهت برنامه ريزي براي رسيدن به اهداف انتخاب شده ، تصميم گيريهايي صورت گيرد.
اگر جهت دستيابي به موفقيت اهداف مشخص گرديدند ، لازم است براي رسيدن به اهداف نيز يك سري برنامه ها ترسيم گردند.
3- برنامه ريزي :
برنامه ريزي به مجموعه اي از فرايندها و پروسه ها گفته مي شود كه ، ما را از جايگاه كنوني به جايگاه و موقعيتي كه مورد نظرمان است هدايت مي كند.
و البته اين پروسه ها بايد منطقي و پايدار باشند و ما را از موقعيت و وضعيت كنوني به موقعيت اتي مطلوبمان ، برساند.
برنامه ريزي را با تعيين اين مطلب كه " به كجا مي خواهيم برويم " شروع كنيد ، و در جستجوي اين باشيد كه جهت رسيدن به مقصد بايد چه اقداماتي صورت گيرد.
هر قدمي كه از جايگاه كنوني برداشته ميشود بايد بطور منطقي با قدم بعدي در ارتباط باشد تا مقصود نائل گردد.
4- بكارگيري از حداقل امكانات و رسيدن به حداكثر استفاده :
درطول مرحله تعيين و انتخاب استراتژيها ، بايد افراد سازمان را تشويق كرد تا از امكانات و منابع موجود بهترين استفاده را ببرند ، استفاده از حداقل امكانات و دستيابي به حداكثر سود ، و اين همان بهره وري مي باشد .
5-منابع مخفي بهره برداري:
يكي از مراحل تصميم گيري بهره برداري از منابع مخفي مي باشد كه ميتواند به خاطر تصميم گيري ديكتاتورانه ناديده گرفته شود.
مديريت شراكتي مي گويد : در تصميم گيري از تمام فكر تمام افراد استفاده كنيد.
انسان ناقص است ، حتي رئيس و يا مدير يك سازمان نيزاطلاعات ، تجربيات و عقلش از تمام افراد سازمان كمتر مي باشد.
در اصطلاح دموكراسي ، هر فردي حق اظهار نظر دارد و يك سازمان براي قوي ترو موفقتر شدن ع بايد ازتمام منابع خود استفاده نموده و بتواند استراتژيهاي خلاقانه و مبتكرانه تمام افراد را بكار گيرد.
6-تقويت اعتماد به نفس :
مدير سازمان بايد تمام افراد سازمان را تشويق كند ، مدام انها را سرزنش نكند و به كمبودهاي سازمان اشاره اي نا اميدانه نداشته باشد ، زيرا درانصورت قدرت سازمان را براي اصلاح و تغيير ضعيف مي كند.
7-هيچ چيز رايگان بدست نمي ايد:
مديران براي دستيابي به اهداف سازمان بايد نيازهاي كارمندان خود را به خوبي براورده سازند و اين تنها از طريق دادن حقوق به انها ميسر نمي شود . براي بهره وري ازحداكثر تلاش كارمند ، انها بايد يك سري ابزار ديگر همچون شناسائي ، تشويق و دلگرمي افراد پرتلاش را بكارگيرند.
8-ساكن و ايستا نباشيد:
اگر به سمت جلو حركت نكنيد ، پسرفت مي كنيد. جامعه انساني فعال و پويا است . و هميشه درحال تغيير است.
حل تمام مشكلات امري محال است . شايد راه حلي كه امروز بدست امده متناسب با مشكل امروز است ، وليكن اگر پيوسته از همين راه حل استفاده شود، خودش تبديل به يك مشكل مي گردد. حتي اگر امروز درجايگاهي مناسب قرارگرفته باشيم ، اگربه سمت جلو حركت نكنيم ، پسرفت خواهيم كرد.
